امضا اینترنتی برای شكایت به سازمان ملل جهت رسیدگی به تقلب های انتخاباتی
نشانی پتیشن: http://www.gopetition.com/online/28554/sign.html
نظرات()
برچسب ها: امضاء اینترنتی ،
تقلب در انتخابات به بهانه حفظ نظام اسلامی
تقلب در انتخابات به بهانه حفظ نظام اسلامی
نظرات()
برچسب ها: آیت الله صانعی ، استفتاء ،
22 خرداد روز ملت
چهار سال است که به انتظار امروز هستم، امروزی که می توانیم برویم پای صندوق رای و به دروغ و فریب و ماجراجویی و دشمنی با ایران نه بگوئیم و به جنبش سبز ملت بزرگ ایران رای بدهیم. چهار سال است که به امروز فکر کرده ام، به امروزی که جنبش سبز امید به خیابان آمده و می خواهد بگوید که ما دیگر تحمل اهانت به حیثیت ایران و ایرانیان را نداریم. چهار سال است که منتظر امروز هستم تا بگویم ما بیشماریم، ما که تو را نمی خواهیم، تویی که ملتی بزرگ را فروختی تا هزینه ماجراجویی ها و بازی های احمقانه گروهی قلیل کنی.
واقعیت این است که انتظار نداشتم آغاز دوران احمدی نژاد که با یاسی بزرگ همراه بود، به امیدی این همه بزرگ و سبز بدل شود، چنانچه مردمان به خیابان بروند و خیابان ها را از دست نکبت های کوتوله دولتی بی لیاقت بگیرند. تنها حسرتم این است که چرا نمی توانم شب های اکنون تهران را با تمام احساس بچشم و ببینم و لمس کنم و بفهمم، اگر چه هزار دوست، هزار هزار دوست، هر روز برایم روایت پیروزی یک ملت را می کنند. دلم برای تهرانم تنگ شده و دلم برای تک تک مردم شهر خودم تنگ شده. دلم و چشمم می خواهد تهران این روزها را ببیند.
آنچه رخ داده است نه پیروزی میرحسین موسوی است، اگر چه آن هم هست، نه پیروزی خاتمی است، اگرچه آن هم هست، نه، آنچه اتفاق افتاده است پیروزی راستی بر دروغ است. آنچه رخ داده خواسته ملتی است که نمی خواهد حقیر و کوچک و بی منزلت باشد. ما، میلیونها ایرانی در میلیونها خانه چهار سال است داریم نقشه می کشیم، مکانی برای توطئه وجود ندارد. همه مردم ایران عوامل توطئه علیه دولت هستند. " ما" با تمام وجودمان و استعدادمان می خواهیم بگوئیم که از دیکتاتوری، حقارت، فقر، نکبت، عقب ماندگی بیزاریم. ما از زشتی و پلیدی نفرت داریم، ما نمی خواهیم تصویر ایرانیان در جهان تصویری زشت و عقب مانده باشد.
مردم ایران در همه شهرها به خیابان آمده اند، نرم و متمدن و آرام و انسان تا بگویند که چهره واقعی این ملت تصاویری نیست که در دیدارهای رسمی مرد دروغگوی شهر پخش می شود. مردم ایران تمام استعداد و توانایی شان را در انتقامی بامزه و شیرین از احمدی نژاد که با شوخی تلخی چهار سال از زندگی مردم مان را دزدید به کار گرفته اند. در جنبش سبز مردم دیگر تراکت و پوستر در تعداد یک میلیون چاپ نمی شود، بلکه هزاران تراکت و پوستر شخصی بامزه و جذاب توسط صدها هزار نفر تولید می شود. این یک جنبش بزرگ ملی است. ما نیازی به پول هیچ کس برای تبلیغات نداریم، ما نیاز به اتوبوس نداریم، ما نیاز به امکانات نداریم. ما با قلب مان در انتخاباتی سرنوشت ساز شرکت می کنیم و با آگاهی بزرگ مان رای می دهیم.
هرگز مردم ایران تا این حد شیرین و دلنشین نبودند، شعارهایی می سازند سراسر دانایی و شعور و طنز و پوسترهایی می سازند سراسر زیبا و عمیق و دلنشین. این مردمان را کسی نیاورده است تا بتواند آنها را اداره کند. آنان با دانایی تمام، با درکی عمیق، با احساس مسوولیتی بزرگ به خیابان آمده اند تا دموکراسی را زنده کنند تا بگویند 22 خرداد روز سبز ماست و ادامه دوم خردادی است که هرگز از خاطرمان نمی رود. ما فیلسوفانی را که جنبش سبز ما را عامیانه خواندند با بزرگواری مان می بخشیم، چرا که ما خوانندگان آنان هستیم و آنکه به من چیزی یاد داده است، همیشه نزد من بزرگ است، اگرچه ممکن است حقیقت را بخوبی بداند، بی آنکه مصلحت را دانستن نتواند. ما دست بزرگانی مانند مهرجویی و مخملباف و بهاره رهنما و مجتبی راعی و همه هنرمندان سبزمان را می بوسیم که برای نجات فرهنگ و هنر به میدان آمدند و از شرافت انسانی در مقابل دروغ دفاع کردند.
من، ابراهیم نبوی، پس از چهار سال پر از رنج، بخاطر منافع ملی کشورم، و بخاطر مصالح شخصی خودم و دوستانم و فرزندانم به جبهه سبز رای می دهم. از شما می خواهم با عشقی بزرگ، با حسی عمیق، با مسوولیت شناسی در قبال ایران و ایرانی در اولین ساعات روز جمعه 22 خرداد به حوزه های رای گیری بروید و بقول خاتمی عزیز که عاشقانه دوستش می دارم نام زیبای میرحسین موسوی را بر برگه های رای تان بنویسد. من هرگز فراموش نخواهم کرد که بزرگمردی مانند کروبی که قطعا پیروزی بر دروغ را مدیون تلاش او و دوستان خوبش هستیم، در جنگ شرافت و دروغ مدیون تلاش و سخت کوشی آنان نیز هستیم. پیروزی میرحسین موسوی پیروزی ستاد او و شخص او نیست، پیروزی مردمی است که خواستند باور کنند که ملتی بزرگ اند.
هنوز ساعاتی باقی است. وقت برای تصمیم گیری هست. من می دانم که تحریمی ها، تحکیمی ها، طرفداران کروبی، مخالفان سرسخت حکومت در مخالفت شان با انتخابات جز صداقتی برای مبارزه با بی عدالتی و دیکتاتوری و دروغ و فریب انگیزه ای ندارند. بسیاری از ما اشتباه کردیم و احمدی نژاد را به عنوان اشتباه مان چهار سال تحمل کردیم، اما جنبش ملت ایران برای رهایی از ماجراجویی و بی عدالتی و فقر و فریب یک مبارزه انتخاباتی نیست. من از همه آنانی که می خواهند بیرون از دایره بزرگی مردم ایران بمانند می خواهم که وارد این صحنه شوند و به میرحسین موسوی رای بدهند تا بتوانیم یک بار دیگر در سیطره آزادی و آگاهی ایران را با همدیگر بسازیم. ما با رای مان در 22 خرداد ایران را از خطر بزرگی نجات می دهیم. وعده ما ساعت هشت صبح پای صندوق های رای.
و پنج نتیجه گیری اخلاقی از کمک ده میلیاردی
صادق محصولی وزیر کشور رسما و در خبرگزاری های رسمی کشور در روز روشن اعلام کرد که برای کمک به ستاد انتخاباتی احمدی نژاد ده میلیارد تومان به او پول داده است. نتایج زیر از اقدام فوق گرفته می شود:
اول، کروبی از سوی احمدی نژاد بخاطر دریافت 300 میلیون تومان از شهرام جزایری متهم شد که فساد مالی دارد، اما احمدی نژاد برای گرفتن پولی به میزان 30 برابر همان پول متهم به فساد نیست.
دوم، دقت کنید که صادق محصولی که به احمدی نژاد قبلا و فعلا پول داده است، وزیر کشور شده است، در حالی که قرار بود قبل از آن وزیر نفت بشود و مجلس به او رای اعتماد نداده بود. یعنی یک آقایی که میلیاردر است، و پولش را از طریق رانت خواری به دست آورده، به رئیس جمهور پول داده است، رئیس جمهور هم او را وزیر کشور کرده است. این واقعه در کجای دنیا اگر اتفاق افتاده بود، ممکن بود وزیر کشور را بلافاصله برکنار نکنند؟ یا حداقل دادگاه رئیس جمهور را سی سال زندانی نکند؟
سوم، آقای صادق محصولی که ده میلیارد تومان به احمدی نژاد پول داده است، و علنا هم این موضوع را اعلام کرده است، وزیر کشور است و موظف است نه تنها کمکی به یکی از نامزدها نکند، بلکه بیطرف باید باشد. به عبارت دیگر وزیر کشور نه تنها طرفدار یکی از نامزدهاست، بلکه برای انتخاب شدن او پول هم داده است.
چهارم، این وزیر کشوری که قرار است انتخابات را برگزار کند و باید بیطرف باشد و ده میلیارد تومان به رئیس اش پول داده است، قبل از اینکه وزیری بشود که باید انتخابات را برگزار کند، خودش رئیس ستاد انتخاباتی همین آقایی شده است که گفته بود اعضای ستاد من هرگز پست و مقامی نخواهند گرفت. به نظر شما در کلمبیا یا در زیمبابوه ممکن است چنین فسادی وجود داشته باشد؟ مثلا بشنویم که در کلمبیا یک سرهنگ نظامی که بعدا استاندار شده با استفاده از قدرت دولت میلیاردر شده و با دادن پول یک شهردار را رئیس جمهور کرده و در مقابل توسط آن رئیس جمهور او را وزیر کشور کرده که دوباره با دادن پول و دخالت در انتخابات توسط همین وزیر کشور، رئیس جمهور بشود. رتبه فساد مالی چنین کشوری چند است؟
پنجم، این وزیر کشوری که ده میلیارد به رئیس جمهوری که رئیس اش است و قرار است توسط او رئیس جمهور شود، میلیاردر بزرگی است که به اندازه همه وزرای تاریخ سی سال گذشته پول دارد، این وزیر در کابینه ای وزیر کشور است که رئیس اش مهمترین شعار انتخاباتی اش مبارزه با قله های ثروت است و می خواهد به فقرا و پابرهنگان کمک کند.
احمدی نگو، بلا بگو
امروز می خواستم طنزی درباره صادق محصولی بنویسم، اما نوشته ای برایم ای میل شده بود که حیفم آمد منتشرش نکنم. فرستنده آن فقط نامش را " خودم" نوشته است. شعر بسیار خوب و روان و شیرین است. از سراینده شعر تشکر می کنم و امیدوارم آرزوی او و همه ماها بوقوع بپیوندد.
توی ده ارادون احمدی زار و گریون
احمدی نگو بلا بگو دشمن جون ما بگو
اخلاق بد، روی سیاه، زبون دراز، واه واه واه
نه محسن و نه كروبی، نه میرحسین موسوی
هیچكی باهاش رفیق نبود
با این همه سرمایه گند زده بود از پایه
موسوی گفت:
ـ احمدی می آی قاطی آدما؟
ـ نه نمییام، نه نمییام
ـ خودتو میخوای اصلاح كنی؟
ـ نه نمیخوام، نه نمیخوام
كروبی گفت:
ـ میخوای یه كم تغییر كنی؟
ـ نه نمیخوام، نه نمیخوام
رضایی گفت:
ـ اخلاقتو خوب میكنی؟
ـ نه نه نه، نمیكنم!
مردم سبز نازنین مشت در هوا پا بر زمین
دنبال حرف كدخدا ریخته بودن تو كوچهها
ـ ملت چرا رژه میری؟
ـ دارم میرم كه رای بدم، دیرم شده، عجله دارم
ـ ملت خوب و نازنین مشت در هوا پا بر زمین
سهام میدم عدالت به عمه و به خالهت
چك پول میدم هوارتا به هركدوم هزار تا
یه كمی به من رای میدی؟
ـ نه كه نمیدم، نه كه نمیدم
ـ چرا نمیدی؟
ـ واسه این كه من تمیزم پیش همه عزیزم
رای میدم به موسوی منتخب انس و پری
اما تو چی؟ الهی كه ور بپری
دروغ میگی، رنگ میكنی
هركی كه حرف حق بگه، میپری و جنگ میكنی
اخلاق بد، روی سیاه، زبون دراز، واه واه واه
در وا شد و شیخ ما اومد و شد كاندیدا
غرغر زنون، گردش كنون اومد و اومد پیش احمدی
ـ آقا كروبی، كه خوبی به نفع من كنار میری؟
غلومی اومد:
ـ قوقولی قوقو، قوقولی قوقو برو خونهتون، بچهی پررو
این شیخ ریزه میزه ببین چهقدر تمیزه
اومده از لرستون حسابی تیز تیزه
اما تو چی؟
از دست تو خوار شدیم بیپول و بیكار شدیم
از بس كه گولمون زدی مفلس و بیمار شدیم
اخلاق بد، روی سیاه، زبون دراز، واه واه واه
احمدی با چشم گریون اومد توی تلویزیون
گریه میكرد زار میزد حرف از پول و كار میزد
ـ ما اون بودیم این شدیم سوار بر زین شدیم
رو صندلی نشستیم شاخ غولو شكستیم
قد رشیدم ببینید روی سپیدم ببینید
خوشبو مثال ریحونم پررو مثال فرعونم
وقاحتم طبق طبق سگا به دورم وق و وق
ـ آقا محسنم، آقای خودم تو می آی با من آشتی كنی؟
ـ نه كه نمییام
ـ چرا نمییای؟
ـ من و اكبر و بزرگون جلسه داریم فراوون
نخبهها رو جمع میكنیم بالا میریم، پایین مییایم، ضرب میكنیم، كم میكنیم
حرف حسابو میشنویم پردهی ننگو میدریم
اما تو چی؟
دروغ میگی، انگ میزنی
حرف درست نمیزنی، همهش دم از جنگ میزنی
اخلاق بد، روی سیاه، زبون دراز، واه واه واه
احمدی اومد پیش ثمره ـ بیرونو ببین كه چه خبره!
سبز شده خیابونا سفید شده بیابونا
زنجیرو پاره كردن منو بیچاره كردن
فك و فامیلو خبر كنین فكری به حال من كنین
هرچی دروغ بود گفتم یه حرف راست نگفتم
السون و ولسون به من كمك برسون
بله بچههای نازنین!
عاقبت دروغ گویی همینه الهی که احمدی خیر نبینه
نه الهام و نه ثمره، نه بذر پاش نیومدن هیچ یکی شون به همراش
مردم دروغاشو دونسته بودن از این همه نیرنگ، خسته بودن
با دلهایی پر از خون سبز و سفید و قرمز
حلقه زدن دور اون
سبز اومد، تار شد سفید اومد، پود شد
میون خون قرمز دلاشون احمدی كلهپا شد و دود شد
بالا رفتیم دوغ بود، پایین اومدیم ماست بود
قصهی ما از اولش تا آخرش راست بود
نظرات()
برچسب ها: بهزاد نبوی ، صادق محصولی ، ده میلیارد تومان ، وزارت کشور ، وزارت نفت ،
انالله وانا الیه راجعون/تمامی راهها برای احقاق حق بسته شده/شاید تذکر شما مفید واقع شود
به گزارش قلمنیوز، متن بیانیه بسیار مهم میرحسین موسوی خطاب به علمای قم به این شرح است:
"بسمالله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام
با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کردهاید. اگر چه توسل به دروغ و استفادهی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یکسویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفتزده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده میشود، برای کسی ممکن نبود.
امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راهها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده میشوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.
عواملی به بهانههای واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتادهاند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمیرود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری میتواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شدهاند عرض حالی تقدیم و یادآور میشوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.
ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا
برادر شما - میرحسین موسوی"
نظرات()
برچسب ها: مراجع ،
لشكر شبه نظامیان حامی احمدی نژاد
گزارش لوموند درباره طیف هوادار دولت حاکم
لشكر شبه نظامیان حامی احمدی نژاد
در تمام تجمع های انتخاباتی احمدی نژاد حاضر بودند، در ردیف جلو، با انضباط نظامی، با صورت های ریشو و پیراهن های افتاده بر روی شلوار و نگاه ثابت كسی كه شك را نمی شناسد.بسیجیان با صفوفی فشرده به حمایت از نامزد خود محمود احمدی نژاد،كه برای انتخاب مجدد در روز 12 ژوئن به میدان آمده بود شعار می دادند:" احمدی دوستت داریم! احمدی تورو می خوایم!
در سال 2005 همین داوطلبان غیرنظامی نقش تعیین كننده ای در قطعی شدن انتخاب رئیس جمهور عوام گرای ایران ایفا كردند، رئیس جمهوری كه از صفوف آن ها بیرون آمده بود و به همان خاستگاه ساده و زاهدانه و روستائی آن ها تعلق داشت، رئیس جمهوری كه مانند آن ها اعتقادش به" امام غایب" مهدی و انتظار ظهور او را بیان می كرد و با تلاش در جهت بازگرداندن ایران به اصول حاكم بر سال های اولیه انقلاب 1979،خاطره جنگ دهشتناك ایران و عراق ( 1988 ــ 1980) را زنده كرد، جنگی با یك میلیون كشته كه قهرمانانش بسیجیان جوانی بودند در سنین گاه زیر چهارده پانزده سال كه در میدان های مین و شنزارهای كویر گروه گروه به خاك افتاده بودند.
در گورستان وسیع بهشت زهرا واقع در جنوب تهران در معبرهای دراز و حزن انگیز قطعه" شهدا" كه بر فراز گورهایش پرچم های ریش ریش شده از هجوم باد در اهتزاز است گذشته سنگر گرفته و اجازه نمی دهد فراموشش كنند. تصاویر دلخراش این داوطلبان جوان با نوارهای سرخ دور سرشان، با گذشت زمان در قاب های شیشه ای تك نفره به زردی گرائیده است امّا در حفظ خاطره آن ها نهایت دقت به كار رفته است. در مركز گورستان موزه ای برای پاسداشت خاطرات مردگان، حتی لباس های تكه تكه شده آنان، برپا شده است كه صدای پس زمینه آن نوای اجتناب ناپذیر سرودهای انقلابی است.
سایه ای پوشیده در چادر سیاه عزا سنگ گور را با گلاب شستشو می دهد.او خواهر داریوش شهید شانزده ساله است:" دبیرستان می رفت. خواستیم جلویش را بگیریم با خنده گفت:" حس می كنم دعوتم كرده اند" و بعد گفت:" یك روز به من افتخار خواهید كرد". خانواده داریوش دیگر او را ندید چون در حمله شیمیائی[ عراق] كشته شد. می پرسم:" حالا به وجودش افتخار می كنی؟" با قاطعیت می گوید:" البته! امّا غصه هم می خورم. چقدر جوان اینجا خوابیده! وقتی بسیجی های امروز را می بینم سئوال برایم پیش می آید و توی دلم می گویم جوان های ما برای حفظ آینده ایران مردند امّا امروزی ها حسرت گذشته ای را می خورند كه اطلاعی درباره اش ندارند. این ها جایشان كجاست؟".
آیا خود بسیجی ها جواب این سئوال را می دانند؟ در بهشت زهرا امیر جهانتاب جوان 21 ساله را می بینیم. با پیراهن سفید و ظاهر امروزی سوار بر موتور برای ما دردل می كند و از اینكه نمی تواند با خویشتن خود به آشتی برسد، مسئله ای كه وجه اشتراك بسیاری از بسیجیان نسل جدید است، می گوید:" در سكوت قبرها دنبال جواب سئوال هایم می گردم و حسرت آن ها را می خورم كه شهید شدند. اینجا می آیم تا بفهمم معنای زندگی ام چیست. حوصله جمع را ندارم". همراه او جوان 20 ساله ای به نام مهدی عبدالجباری كه هشت سال است وارد بسیج شده از او هم متزلزل تر است و می گوید:" احمدی نژاد باعث شد ما به اصل و جوهره انقلاب برگردیم. ما سرباز خدائیم. سه سال پیش موقع جنگ لبنان می خواستم به برادران حزب الله ملحق شوم اماّ قبول نكردند. من آماده شهادتم. اصلاً شهادت با زندگیم عجین شده".
" داوطلبان" جوان در نهایت با تلفیق گذشته و حال و آینده شبه فرهنگی به وجود آورده اند كه در زیر پوست جامعه رها شده است. شبه نظامیان بسیجی كه در مساجد هدف القاء ایدئولوژی قرار دارند و در اردوگاه ها تعلیم نظامی می بینند با حضور در كارخانه ها و دانشگاه ها ضمن اشتغال به فعالیت های اجتماعی در مناسبت های مختلف، تأمین امنیت داخلی را ــ با استفاده از روش های می توان گفت بیشتر سركوبگرانه ــ برعهده دارند. در واقع بسیج، به گفته دانشجویانی كه در سال های اخیر به شدّت از طرف آن ها سركوب شده اند، نیروی واكنش سریع نظام به شمار می رود.
هیچ كس در مورد تعداد بسیجیان اطلاعی ندارد. به گفته بعضی منابع تعداد آن ها به 900000 نفر می رسد. ابراهیم یزدی، نخستین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در سفری كه قبلاً به تهران داشتیم، از:" قدرت بسیج پنج میلیون نفر كه این تعداد با احتساب خانواده های آنان به 16 میلیون نفر می رسد" سخن گفت. سعید لیلاز تحلیل گر ایرانی نیز اظهار داشت:" اردو گاه های آن ها در محورهای حساس تهران واقع شده است و در موارد اورژانس می توانند در عرض پانزده دقیقه شهر را مسدود كنند". نظامی ترین و به اصطلاح" مخلص ترین" بخش بسیج كه مورد الطاف خاص احمدی نژاد قرار دارد بخشی است كه به سپاه پاسداران یا ارتش مكتبی نظام وابسته است.
" واحدهای ویژه" بسیج در سیستان و بلوچستان كه به دلیل مرز مشترك با پاكستان محلّ عبور انواع اجناس قاچاق و بده وبستان است گروهك های تند روی سنی را بی كمترین ملاحظه ای سركوب می كنند.
به طور خلاصه می توان بسیج را به" مجمع الجزایری" تشبیه كرد كه متحدالشكل نیست. برای آن هائی كه" مخلص" ترند مذهب در درجه اول اهمیت قرار دارد. در جائیكه خیلی از بسیجی ها حاضر نیستند با خارجی ها تماس برقرار كنند دو نفر از آن ها به نام مرتضی و علی با ما وارد گفت و شدند. ما با آن ها در جنوب فقیرنشین شهر تهران طی مراسم دعای شب آشنا شدیم. دو بسیجی ما را به پدرشان، منصور محمد نژاد كه عضو بسیج شركت بیمه البرز است معرفی كردند. كاملاً مشخص بود كه بسیجی بودن به شغل خانوادگی ان ها بدل شده است. پدر در زمان جنگ به عنوان داوطلب به جبهه رفته بود و دو پسرش از سن هفت سالگی به عضویت بسیج در آمده بودند. مرتضی و علی می گویند:" الان ما فقط در جبهه فرهنگی می جنگیم و از ارزش های اسلامی پاسداری می كنیم، به دستور مستقیم شخص رهبر. اسلحه ما هم دعا و نیایش است".
این عناصر" مخلص" در صحن مسجد در مرگ امام حسین كه در سال 680 به دست خلیفه سنی كشته شد گریه می كنند. در یكی از شب های عزاداری در مسجد قارودیه در تهران مراسم به شكلی باورنكردنی به كنسرت های تكنو پهلو می زد. شركت كنندگان در مراسم در زیر نور سبز و آبی و سفید چراغ های نئون نفس نفس زنان چون یك تن واحد با حركتی هماهنگ بر سینه می كوفتند و با چشمانی از حدقه درآمده و " حسین حسین گویان" خاطره حادثه كربلا را زنده می كردند.
از نوحه خوان روی صحنه بیشتر از یك خواننده معروف راك استقبال به عمل می آمد. نوحه خوان آن شب عبدل رضا هلالی بود كه با صدای خش دار و احساساتی دم می گرفت:" سرور حسین، مظلوم حسین". نمایش تكان دهنده ای بود از شور و شوق مذهبی. نوحه خوان به ما گفت:" من نه دنبال پولم نه افتخار. هیچ چیز نمی خواهم. وقتی می خوانم دیگر خودم نیستم... حسین است كه می خواند".
محلّ ملاقات این شبه نظامیان مذهبی دو آتشه در تهران مجموعه تجاری مهستان است كه در آن مهر نماز و قطب نما برای پیدا كردن جهت مكه و زنجیر برای مراسم عاشورا و ویدئو های نوحه خوان هائی كه استاد تمامشان منصور ارزیز بنیانگزار مدرسه نوحه خوانی است، به فروش می رسد. صاحب مغازه گل نرگس واقع در پاساژ مهستان می گوید كه در ماه محرم كه ماه عزاداری شیعیان است 600 سی دی نوحه خوانی محمود كریمی، ستاره اوج گیرنده آسمان نوحه خوانی ایران را فروخته است.
در نوارهای ویدئوئی كه بر صفحه تلویزیون های موجود در مغازه به نمایش در آمده است تعداد صحنه هائی كه در آن ها محمود احمدی نژاد اشگریزان سینه می زند كم نیست.
بسیجی بودن ضمناً به معنای بالا رفتن از پله های ترقی اجتماعی برای محرومترین اقشار است. به بسیجی ها بن برای خرید و استفاده از وسائل نقلیه داده می شود و در دانشگاه سهمیه ای برای آن ها در نظر گرفته شده، به خانواده هایشان كمك می شود و می توان گفت كه به نوعی مشمول "معافیت از مجازات" شده اند. در واقع " اخلاص" و عقل عملی در وجود بسیجی در هم عجین شده اند. آیا بسیج را می توان پدیده ای فراتر از یك كاست اسلامی برخوردار از امتیازات خاص دانست؟ امیر بهائی روزنامه نگار می گوید:" بسیج به گروه فشار تبدیل شده است و دقیقاً از این وضع سود می برد".
رضا حجتی، معلم اصلاح طلب با لحنی تلخ تر در باره بسیج موضع می گیرد. او كه فردی است شدیداً مذهبی تازه به سن نوجوانی پا گذاشته بود كه همراه 120 بسیجی از اصفهان عازم جبهه جنگ با عراق شد. از این تعداد 20 نفر از جمله او، علیرغم گلوله ای كه به ریه اش خورده بود، زنده بازگشتند.حجتی گرچه از بسیج بیرون آمده امّا به گفته خودش حقّ انتقاد از این نهاد را به بهای گرانی به دست اورده است و حاضر نیست از این حق چشم بپوشد:" در زمان ما بسیجی بودن به معنی حفظ وحدت با جامعه بود. خمینی می گفت من بازوی شما را می بوسم كه از ما دفاع می كنید؛ امروز روحانیت به یك قشر اشرافی تبدیل شده و بسیج هم به گروه حمله نظام تغییر ماهیت داده. ببینید تا چه حد سقوط كرده ایم! یك اقلیت محدود جامعه را كنترل می كند. در شورش های دانشگاه در سال 1382 بسیجی ها رفقایشان را بدون ملاحظه سركوب كردند و حتی بعضی از آن ها از پنجره پائین انداختند. من از دیدن همه این چیزها كه به اسم بسیجی های سابق انجام می شود رنج می برم".
آیا این گروه ضربت را می توان یكپارچه دانست؟ طبیعتاً خیر. در صفوف بسیج وجود شكاف را می توان ملاحظه كرد. مدیریت غلط دولت كه ایران را در موقعیت اقتصادی دشواری قرار داده به خصوص در شهرستان ها قابل لمس است. از نظر عده ای از بسیجی ها كه خود فرزندان روستایند سركوب نارضایتی مردم به معنای قرار دادن آن ها برسر دو راهی است. دوسال پیش در كاشان، در جریان اعتصاب كارگران یك كارخانه نساجی، بسیجیان در مقابل پلیس به كارگران كارخانه پیوستند. همچنین بسیجیان استان گیلان واقع در شمال ایران كه بر اثر بحران اقتصادی به شدت صدمه دیده، چند ماه پیش در روزنامه گام نامه ای به این مضمون خطاب به احمدی نژاد منتشر كردند:" آقای رئیس جمهور اگر از مردم بپرسید مشغله ذهن شان چیست به شما جواب خواهند داد كار. این استان 8000 شهید به جمهوری تقدیم كرده و شایسته برخورداری از عدالت بیشتر و سطح زندگی بهتر است".
علی مؤمنی، بسیجی سابق كه به اصلاح طلبان نزدیك است می گوید:" در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 ما با نمایش قدرت پادگان ها در حمایت از احمدی نژاد روبرو بودیم. مثل این بود كه با دست های بسته به جنگ كرگدن برویم". در مقابل سئوال ما كه می پرسیم این بار چه؟ پاسخ می دهد:" این بار اوضاع عوض شده. مرض وفاداری فقط مختص سگ هاست". امّا به نظر نمی رسد كه به این گفته خود چندان اعتقادی داشته باشد.
منبع: لوموند 12 ژوئن
www.lemonde.fr/proche-orient/article/2009/06/11/iran-les-volontaires-d-ahmadinejad_1205670_3218.html
نظرات()
یکصدا فریاد بزنیم کودتا شد
شما در تلویزیون امریکاخبرهای خوبی را به نقل از ستاد مهندس موسوی اعلام کردید.ناگهان چه اتفاقی افتاد که همه چیز تغییر کرد؟
حمله به ستاد اطلاع رسانی آقای موسوی در قیطریه،همزمان بود با اینکه از وزارت کشور به آقای موسوی خبر پیروزی در انتخابات راداده و به ایشان گفته بودند که این مسئله به آقای خامنه ای هم اطلاع داده شده است.بر اساس اطلاع مسئولان ستاد آقای خامنه ای هم در پاسخ گفته بود مانعی ندارد، فقط نحوه اعلام این خبر مدیریت شود. در نتیجه اعضای ستاد اقای موسوی که از این پیروزی خوشحال بودند، حمله به ستاد آقای موسوی را به عنوان عکس العمل و انتقام گیری شخصی جناح شکست خورده تلقی کردند نه برنامه ای برای شروع یک کودتا.
یکی دو ساعتی هم ارتباطات بین المللی اینها قطع بود و به همین دلیل مسئولیت اطلاع رسانی در این مدت به دوش من گذاشته شد که به دنیا اطلاع بدهم برنده این انتخابات، طبق اطلاع رسمی وزارت کشور و بر اساس آمارها، آقای موسوی است و انتخابات به دور دوم هم کشیده نشده است؛ حتی خبر این پیروزی به هنرمندان دیگر هم داده شد، از جمله خانم فاطمه معتمد آریا که خبر را از آقای موسوی شنیده بود و به این طرف و آن طرف خبر می داد که سبزها پیروز شدند.اما در حالیکه آقای موسوی بیانیه اش را می نوشت، یکباره فرماندهان سپاه با نامه ای از آقای خامنه ای در ستاد او حضور پیدا می کنند که در آن نوشته شده بود من نمی گذارم انقلاب سبز شما پیروز بشود.شکست احمدی نژاد، شکست من است. فرماندهان سپاه سپس به آقای موسوی می گویند:«شلوغ هم نکن».در این لحظه آقای مجید مجیدی که در کارهای تبلیغاتی آقای موسوی حضور داشته، به آقای کامبوزیا پرتوی می گوید که ناامیدشدم و ستاد راترک می کند و به خانه اش می رود.او گفته فردا صبح در تهران کودتا
خواهد شد.
یعنی در فاصله آن پذیرش و اعلام رسمی به آقای موسوی تا لحظه پس گرفتن نظر،چه اتفاقی افتاده است؟
ما ابتدا تصورمان این بود که شاید این حتی کودتایی علیه خود اقای خامنه ای هم باشد، برای اینکه تایید اولیه و بعد تغییرنظرشان اسباب حیرت بود. به همین خاطر آقای کروبی،آقای خاتمی،آقای موسوی، یا حتی کسانی مانند آقای کرباسچی دنبال این بودند که بفهمند موضع رهبر چیست.شما اگر به سایت آقای کرباسچی بروید می بینید که نوشته اند شما هم مثل ما سکوت کنید؛ در حال مذاکره با رهبری هستیم. اما به هر جهت کودتا شد. اینها حتی اول قرار بود آرا را کم کم اعلام کنند و آن رادر حالت تعلیق نگاه دارند تا این مسئله به صورت شوک سیاسی برای طرفداران احمدی نژاد و شوکی خوشایند برای مخالفین وی درنیاید.به روزنامه ها هم اطلاع داده شده بود که حق ندارید در خبر برد آقای موسوی از واژه هایی مانند پیروزی استفاده کنید.در نتیجه یک دیدگاه این است که ظرف یکی دو ساعت آقای خامنه ای نظرش عوض شده باشد؛یک دیدگاه دیگر هم می گویدکه این بخشی از یک سناریوی مهندسی شده بوده برای آنکه اول از طریق کشاندن مردم به پای صندوق های رای،انتخابات را پیش ببرند ولی نتیجه از قبل معلوم بوده، برای همین هیچ رای باطله ای اعلام نشده است.حتی کسانی هستند که برای اینکه ببینند کار بالاخره چطور پیش می رود رای باطله به صندوق ها انداخته اند؛اما رای باطله آنها اعلام نشده است.مگر می شود در انتخاباتی آراط باطله وجود نداشته باشد؟
بر می گردیم به اینکه اقای موسوی اعلام کردند من برنده انتخابات و رئیس جمهور آینده ایران هستم و روز یکشنبه، روز جشن پیروزی خواهد بود.ستاد آقای موسوی هم از من خواستندکه به دلیل اینکه دستگاه های خبررسانی ستاد از کار افتاده و مسئولین ستاد هم در اثر حمله نیروهای نظامی مجروح شده اند ـ حتی تعدادی از هنرمندان هم مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند ـ و قیطریه هم در محاصره است،مسئولیت این خبررسانی رابه عهده بگیرم و چند نکته را به دنیااعلام کنم؛ اول اینکه برنده این انتخابات آقای موسوی با کسب اکثریت 70 آراست.دوم اینکه آقای موسوی از مردم خواسته این پیروزی را در روز تولد حضرت زهرا و روز مادر جشن بگیریم.نکته سومی هم که گفتن آن به عهده من گذاشته شد این بودکه به ستاد آقای موسوی حمله شده است و آنها تا مدتی نمی توانند اطلاع رسانی کنند.
شما اسم این حرکت را چه می گذارید؟
*به نظر من اسم این حرکت فراتر از تقلب است؛ مردم ما الان بهت زده هستند و حالت کسانی را دارند که در روز 29 مرداد 1332 شاهد کودتا بودند. آنها هم متوقع بودندکه مصدق پیروز بشود ولی مصدق را از دست دادند. مردم ما الان در شوک هستند، ومن اسم این شوک راکودتا می گذارم. این فراتر از تقلب است.ما همه باید یکصدا فریاد بزنیم: کودتا شد. این کودتا البته به نفع استبداد نیست، برای اینکه اصل مهمی که برای من مطرح است این است که مردم ما پیروز شدند و توانستند استبداد را تاکنار دیوار عقب ببرندو حکومت مجبور شد از مشروعیت خود به علت استبدادبگذرد. تا پیش از این از نظر مردم ایران و جهان،کشور ایران در مقایسه با کشوری مانند عراق صدام که کاملا دیکتاتوری بود، یک جامعه نیمه دموکراتیک بود. مردم می گفتند با اینکه ما ولی فقیه داریم، شورای نگهبان داریم و ...همین که هنوز می توانیم رئیس جمهوری مثل خاتمی را در مقایسه با احمدی نژاد انتخاب کنیم، نشان می دهد که یک آزادی ها، انتخاب ها و یک حقوق نسبی وجود دارد،اما الان با این حرکت، کاملا به استبداد مطلق 28 مرداد برگشته ایم.
با توجه به اخباری که از ایران می رسد،حمله به مردم، دستگیری ها و زمینه سازی برای دستگیری چهره های مطرح سیاسی،فضا راچگونه می بینید؟
در حال حاضر مردم در یک حالت پرسش هستند و می خواهند یک صدای بلند واحد به آنها بگوید چه کنند. می دانید؛ ما انقلاب کردیم پشیمان شدیم؛اصلاحات کردیم، پشیمان شدیم. قهر کردیم، پشیمان شدیم؛ ولی قرار نیست این بار که با صندوق ها آشتی کردیم باز پشیمان بشویم. اگر پشیمان بشویم تنها یک راه باقی می ماند و آن انقلاب است. درنتیجه مردم می خواهند بدانند که باید کدام حرکت را انجام دهند.در واقع من تصور می کنم اگر آقای موسوی، آن طور که قول داده عقب نکشدو بتواند صدایش را به گوش مردم برساند، باید حرکتی هماهنگ انجام داد، نه حرکت های کور فردی، نه حرکت های پوپولیستی که نتیجه اش حتی می تواند به نفع استبداد تمام شود، بلکه حرکتی واحد. برای این کار بایدتمام مراجع تصمیم گیری، صنف های هنرمندان،گروه های دانشجویی، زنان و تمام اقشاری که با هم یک اتحاد و اتفاق نظرهایی دارند، با هم حرکت هایی را شروع کنند که معنی آن مخالفت با این کودتا باشد. من فکر می کنم مابه یک صدای بلند واحد احتیاج داریم. در این ماجرا نکته آموزنده ای که برای ما وجود داشت، تظاهرات میلیونی سبزهابود. در ستاد اقای موسوی می گفتند ما از این تظاهرات به هیچ وجه خبر نداشتیم ؛فقط اس ام اس هایی در این مورد گرفتیم.بعد وقتی می روندببینند چه خبر است،می بینند میلیون ها مردم با نشانه های سبز در حال حرکت هستند.یعنیمردم از طریق اس ام اس، مثل قطرات اقیانوسی که تا حالا از هم جدا بودند، به هم پیوند خوردند و خواست مدنی خویش رابا رنگ سبز به نمایش گذاشتند.کار به آنجا رسیدکه فرض کنید هنرپیشه سرشناس و محبوب ایران، خانم هدیه تهرانی با یک پرچم سبز در خیابان بود و مردم دنبالش بودند. رنگ سبز به معنای این است که این مردم قصد خشونت ندارند،خواستار یک حق طبیعی هستند؛ خواستار این هستند که حداقل مسئول اجرایی راکه روش هایش را قبول ندارند، از بین خودشان انتخاب کنند.
کودتا معمولا نشانه هایی دارد که اولین آنها سرکوب مردم و تحت فشار قرار دادن رهبران حرکت های اجتماعی ست.در همین راستا تا چند ساعت پیش گفته می شد آقای موسوی در حبس خانگی ست، یا صحبت از دستگیری آقایان تاج زاده و امین زاده می شود. خبرگزاری رسمی دولت هم زمینه سازی را شروع کرده و نوشته در ستاد اصلاح طلبان سلاح سرد کشف شده. به این ترتیب به نظر شما وضع به کدام سمت پیش خواهد رفت؟
*به نظرم حکومت فضای ارعاب راه می اندازد. در واقع پیام اخیر خامنه ای که « طعم شیرین پیروزی را با حرف ها و افکارتان تلخ نکنید»، تهدید مستقیم مردمی بود که در واقع به کاندیدای دیگری رای داده اند .اگر اکثریت مردم به آقای احمدی نژاد رای دادند،اینها چرا انقدر از اینکه مردم به خیابان ها بریزند و جشن پیروزی بگیرن، نگرانند؟خب، این اکثریت به خیابان می آمد و اقلیت هم جرئت نمی کرد به کاری دست بزند. اینها نگرانند و تهدید می کنند،چون اصل قضیه چنین نیست. در این فضا طبا مردم هم دچار بهت هستند ولی این بهت باید به ایمان و به از دست نرفتن انرژی تبدیل شود.ما به جایی رسیده ایم که دیگر نه مردم جای عقب رفتن دارندو نه استبداد می تواند عقب بکشد. مردم اگر عقب بروند، کشور باید تاریخش را فراموش کند.ما به صداهای یکپارچه ای نیاز داریم که فریاد بزنند کودتا شده.البته الان رهبری جامعه ایران به عهده کاندیدایی مثل موسوی گذاشته شده، یاآقای خاتمی که کنارش هست و هنرمندان و دانشجویان.حال باید دنبال کنیم و ببینیم که آیا آقای موسوی جرئت مدنی مصر بودن بر سر این مسئله رادارند.من در آخرین ملاقاتی که قبل از خروج از ایران با آقای خاتمی داشتم به ایشان گفتم شما از جامعه مدنی سخن می گویید، در حالیکه ما نیازمند جرئت مدنی هستیم.مردم ما جاهل نیستند که بخواهند اگاه بشوند؛ تک تک مردم در این انتخابات می دانند که به چه کسی رای دادند. هر کس باید از خودش بپرسد من به چه کسی رای دادم و چه کسی از صندوق درآمد.از کنار دستی اش بپرسد به چه کسی رای داد و از صندوق نام چه کسی درآمد. حکومتی که پذیرفت مشروعیتش را از دست بدهد و به حالت حکومت نظامی، مردمی را که 30 سال دنبال خود کشیده بود،کنترل کند، باید بداندکه از دید این مردم بزرگترین گناه این حکومت دروغگویی است؛امری که حتی می تواند به دینداری مردم ضربه اساسی بزند. در هر حال به نظر من در این شرایط مردم باید در حرکتی مدنی، فریادشان را به دنیا برسانند.به طور مثال حالا که امکان فرستادن اس ام اس نیست، با تلفن. هر کس می تواندتلفن کوتاهی به دیگری بزند؛ جملات کوتاهی بگوید؛ خلاصه باید راه های مدرنی را برای اعتراض پیدا کرد.
به نظر شما آقای خامنه ای با انتخابی که کرده، کجا قرار گرفته است؟
به نظرم کسی که این توهم را ایجاد کرده بود که رهبر تمام ملت است، امروز خود را در حد رهبر اقلیت و نفر اصلی پشت اقای احمدی نژاد پایین آورده است.امروز همه فهمیده اند که احمدی نژاد فقط سخنگوی این حکومت و نفر اول آقای خامنه ای است؛ دنیا هم نباید بپذیرد که اینها نماینده مشروع ملت ایران هستند. من به صدای بلند اعلام می کنم که رئیس جمهور مردم ایران، طبق ارای رسمی اقای موسوی است و آقای احمدی نژادرئیس جمهورغیرقانونی ایران است و باید از قدرت کنار برود.
امروز برخی از کسانی که موافق تحریم بودند،می گویندشرکت درانتخابات به این وضع کمک کرد.
من مخالف این نظرم؛ آنها با شرکت نکردن در انتخابات چه چیزی را ثابت کردند. ما یک ملت 70 میلیونی هستیم؛70 میلیون نفر که نمی توانند از کشور مهاجرت کنند. مردم ایران چاره ای جز ماندن در سرزمین خودشان ندارند.اینکه ده نفر و مهاجرت و قهر نمی کنند، دلیل نمی شود که یک ملت هم بتواند قهر کند.اصلا چرا باید قهر کند؟ اگر قرارست در آن کشور زندگی کند، چرا نبایدازحداقل حقوق خود برخوردارباشد. ما در قهر قبلی شکست خوردیم .ما بارقبل از قهر قهر کردیم ولی این بار با امید کنار هم جمع شدیم؛ هر قطره ای خودش را در دریا دید. قطره اگر تنها باشد، زیر نور آفتاب خشک می شود.مردم دیدند که چقدر با هم بودن خوب است.
آینده این قطره را چگونه می بینید؟
من اینده روشنی را می بینم، برای اینکه مردم ما اگاهی دارند . آنها می دانند که چطور می توانند با یک رای دادن، حکومت را چنان غافلگیر کنند که رای تقلبی را قانونی جلوه بدهد و یک شعبده بازی راه بیاندازد. این قدرت مردم است.شما نمی بینید ضعف استبدادرا؟نمی بینید ترس استبداد را از این رسوایی ای؟نمی بینید که بعد از سی سال مردم استبداد او را مورد اشاره قرار گرفته اند. این پیروزی مردم مابوده که اتفاقا با کمترین هزینه بیشترین بها رابه دست آورده.الان ما باید این اتحاد مردمی را حفظ کنیم.اینها می توانند رهبرانی را که از دل همین مردم بیرون آمده اند تحت فشار قرار دهند. می توانند موسوی را خانه نشین کنند، ولی 70 میلیون نفر را که نمی توان زندانی کرد؛70 میلیون نفر را که نمی توان کشت .نمی شود به 70 میلیون نفر گفت از حقوق طبیعی و اولیه خود بگذر؛ آن هم در شرایطی که جامعه بین المللی روند صلح دارد. پیش از این تهدید حمله آمریکا وجود داشت و اینکه شرایط کشور به بهانه حمله خارجی نظامی بشود،امابا وجود رئیس جمهور جدید آمریکادیگر کسی نمی تواند ما را از این مسئله بترساند.کسی نمی تواند شرایط کشور رانظامی بکند. ارتش برای سرکوب ملت نیست.ضمن اینکه این انتخابات برای تاییدمشروعیت نظام نبود، برای اعلام نیاز به تغییر وضع و رسیدن به حداقل خواست ها بود.
و آخرین سئوال. امروز باهر کسی که در ایران حرف زدم بغض داشت.بغضی سنگین.به آنها چه می گویید؟
می گویم همه شما یک قطره اید از یک دریا. همه تان همه یک ستادید؛ با هم مرتبط باشید. از آن طرف هم به کسانی که در این سو هستند می گویم صداهایی که به گوش مردم می رسد باید هماهنگ و یکدست شود تا آنان دچار چند پارگی نشوند.
نظرات()
برچسب ها: کودتای مخملی ،
موسوی و کروبی در حبس خانگی
کودتایی که به دنبال تغییر نتیجه انتخابات و تایید آن به سود محمود احمدی نژاد از سوی آیت الله خامنه ای در ایران آغاز شده، با حمله به کوی دانشگاه و دستگیری چهره های سرشناس احزاب سیاسی وارد مرحله تازه ای شد.این در حالیست که بر اساس آمار موثق، در انتخابات دهم ریاست جمهوری42 میلیون و26 هزار و 42 نفر شرکت کردند که از این تعداد19 میلیون و75 هزار و623 نفر به میرحسین موسوی و تنها 5 میلیون و 698 هزار و 417 نفر به محمود احمدی نژاد رای دادند.
در همین راستا و تا لحظه تنظیم این خبر، در حالیکه اخبار حاکی از حبس خانگی مهندس موسوی و مهدی کروبی است، محسن میردامادی،مصطفی تاج زاده،بهزاد نبوی، عبدالله رمضان زاده،خانم زهرا مجردی همسر میردامادی، سعید شریعتی و خانم زهره آقاجری دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.در عین حال گزارش ها حکایت از عزیمت هاشمی رفسنجانی به قم به منظور تبادل نظر با مراجع دارد، آن هم در حالیکه همسروی ـ خانم عفت مرعشی ـ مردم را به حضور در خیابان ها فراخوانده است.
همزمان در میان قطع کامل وسایل ارتباطی، تلفن ها و موبایل ها،پخش تلویزیون فارسی بی بی سی در تهران با اختلالاتی رو به شده و از فیلترینگ یوتیوب، فیس بوک وآفتاب نیوز هم خبر می رسد.
گفته می شود کلیه راه های ارتباطی مهندس موسوی با خارج قطع شده است؛ مهدی کروبی هم در وضعیت مشابهی به سر می بردو فقط سخنگوی ستاد انتخاباتی وی اعلام کرده وابستگان این حزب «به نشانه اعتراض به روند برگزاری انتخابات و در عزای انتخابات آزاد لباس های مشکی های مشکی رنگ خواهند پوشید.»
در راستای همین برخوردها به کوی دانشگاه تهران و دفتر حزب مشارکت حمله و این دو مرکز تحت کنترل نظامیان درآمده اند.روی در ورودی حزب مشارکت نوشته شده:این مکان تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
نظرات()
برچسب ها: کودتا ،
موسوی: مراجع مقابل'تقلب در آرای مردم' سکوت نکنند
میرحسین موسوی در نامه ای به مراجع شیعه از آنها خواسته تا در مقابل "تقلب در آرای مردم" سکوت نکنند.
آقای موسوی در نامه ای به "مراجع عظام و علمای اعلام" نوشته: از آنجا که "تمامی راهها برای احقاق حقوق مردم بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت"
به نوشته آقای موسوی، "استفاده بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یکسویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفتزده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده میشود، برای کسی ممکن نبود."
متن نامه میرحسین موسوی به مراجع
آقای موسوی می نویسد: "عواملی به بهانه های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتادهاند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمیرود."
این نامزد انتخابات ریاست جمهوری در پایان نامه در باره هدف از نوشتن نامه می نویسد:"به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شدهاند عرض حالی تقدیم و یادآور میشوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود."
این نامه دومین نوشته ای است که آقای موسوی بعد از اعلام نتایج انتخابات منتشر کرده است.
آقای موسوی بعد از اعلام بخشی از نتایج انتخابات ریاست جمهوری، آن را "شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما" خواند بود.
آقای موسوی نتایج اعلام شده را "بهت آور" توصیف کرد و نوشت که مردم "به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است."
این نامزد انتخابات ریاست جمهوری، نسبت به آنچه "روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات" خوانده، هشدار داده و گفته است که "تسلیم این صحنه آرایی خطرناک" نخواهد شد.
متن کامل بیانیه میرحسین موسوی
آقای موسوی با انتقاد شدید از عملکرد "متصدیان بی امانت" نوشته که این کار "جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و حاکمیت دروغ و استبداد نیست."
این نامزد انتخابات گفته است: "به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد."
این نامزد انتخابات به مسئولان توصیه کرده "بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت باز گردند که خروج از عدالت مشروعیت زداست."
به گفته آقای موسوی، مردم از کسانی که با تقلب روی کار بیایند، تمکین نخواهند کرد.
آقای موسوی تاکید کرده که "خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود."
منبع
نظرات()
برچسب ها: تقلب ،
دستگیری گسترده فعالان سیاسی در تهران
عده زیادی از فعالان سیاسی در ایران از جمله حامیان سرشناس دو نامزد جناح اصلاح طلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری این کشور بازداشت شده اند.
دبیرکل و چند تن از اعضای دفتر سیاسی جبهه مشارکت ایران اسلامی و دو عضو سرشناس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ایران که دو حزب عمده جناح اصلاح طلب و از مهم ترین حامیان میرحسین موسوی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران محسوب می شوند، در میان بازداشت شدگان هستند.
همچنین احمد زیدآبادی، دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی که از نامزدی مهدی کروبی حمایت می کرد، دستگیر شده است.
حنیف مزروعی، روزنامه نگار و فعال سیاسی در تهران به بی بی سی فارسی گفت که می تواند بازداشت محسن میردامادی (دبیرکل جبهه مشارکت)، زهرا مجردی (عضو شورای مرکزی و همسر آقای میردامادی)، سعید شریعتی، عبدالله رمضان زاده و زهره آقاجری از اعضای دفتر مرکزی جبهه مشارکت و همچنین بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده اعضای سرشناس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تأیید کند.
او گفت علاوه بر این افراد، علی پورخیری، شاهین نوربخش، علی تقی پور، محمد شکوهی، اشکان مجللی و میثم ورق چهر از اعضای جبهه مشارکت بازداشت شده اند.
آقای مزروعی که پسر رجبعلی مزروعی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت است، همچنین گفت که شنیده های او از بازداشت اشخاص دیگری هم حکایت دارد اما از آنجا که خطوط تلفن همراه و سیستم پیامک تلفنی در تهران قطع و تماس با تلفن های ثابت هم مشکل شده است، نمی تواند این شنیده ها را تأیید کند.
به گفته آقای مزروعی، اعضای دفتر سیاسی جبهه مشارکت عصر روز شنبه ۲۳ خرداد جلسه ای داشتند که رجبعلی مزروعی هم در آن شرکت داشته است.
به گفته او، رجبعلی مزروعی در پایان جلسه ساختمان را ترک کرده و بعدا شنیده است که عده ای از حاضران در جلسه بازداشت شده اند.
او همچنین گفت که بهزاد نبوی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در منزل مسکونی خود توسط مأموران بازداشت شده است.
مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی نیز به بی بی سی فارسی گفت که آقای زیدآبادی حدود ساعت ده شنبه شب جلوی در منزلش بازداشت شده است.
محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز و از چهره های حامی مهدی کروبی نیز در گفت و گو با بی بی سی فارسی از بازداشت محمدرضا خاتمی و مصطفی تاج زاده خبر داد و گفت "احتمالا" محسن امین زاده هم دستگیر شده است.
خبرگزاری رسمی دولت ایران جمعه شب از بازداشت مصطفی تاج زاده و محسن امین زاده، اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت خبر داده بود، اما این خبر بعدا تکذیب شد.
آقای تاج زاده در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم عضویت دارد.
برخی رسانه های جناح اصولگرا در ایران، مانند روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس، معمولا از جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین به عنوان "احزاب دوقلو" نام می برند و آنها را به "تندروی" متهم می کنند.
محمدعلی ابطحی گفت که احتمال دارد این بازداشت ها به ناآرامی های روز شنبه در تهران مربوط باشد.
این ناآرامی ها پس از اعلام نتایج انتخابات توسط وزارت کشور ایران آغاز شد.
وزارت کشور اعلام کرد که محمود احمدی نژاد با کسب بیش از ۲۴ و نیم میلیون رای (۶۲.۶۳ درصد آرا) در انتخابات به پیروزی رسیده است، اما رقبای او این آمار را ساختگی دانسته اند.
منبع
نظرات()
برچسب ها: فعالان سیاسی ،
ستاد اصلاحطلبان حامی میرحسین: تا سردار رجبزاده نیاید مهاجمان را تحویل نمیدهیم
یاری نیوز: دقایقی پیش عدهای از لباس شخصیها که بیسیم و گاز فلفل به همراه داشتند به ستاد اصلاحطلبان حامی میرحسین حمله کردند.
به گزارش پایگاه خبری یاری، بعد از این حمله حاضران در ستاد عدهای از این افراد را حبس کردند که گروه فشار نیز اقدام به پراکندن گاز فلفل در ساختمان کردند.
هماکنون نیروی انتظامی وارد ساختمان ستاد شده است و در حال دستگیری این افراد است.
به نظر میرسد این از اولین نشانههای شکست اقتدارگرایان در انتخابات است.
گفتنی است این افراد13 نفر بودند که 11نفر آنها دستگیر شدند و نیروی انتظامی در حال تهیه صورت جلسه است.
ستاد اصلاحطلبان حامی میرحسین موسوی با اشاره به تماسهای مکرر با پلیس 110 و عدم اعزام نیروی کمکی اعلام کرد که تا سردار رجبزاده رئیس پلیستهران بزرگ به محل حادثه نیاید آنها را تحویل دو نیروی انتظامی حاضر در صحنه نمی دهند.
این افراد سه اسلحه به همراه داشتند و ادعا میکنند که حکم دارند اما در برابر اصرار مسئولان ستاد و نیروی انتظامی مبنی بر ارائه حکم ادعایی هیچ حکمی ارائه نمی دهند.
نظرات()
برچسب ها: تقلب انتخاباتی ،
تبلیغات
تقلب در انتخابات به بهانه حفظ نظام اسلامی

